خرید بک لینک

درباره سایت

شعر

امکانات وب

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتیام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا «عقل» طلب میکردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را میشود از حافظه آب گرفت؟!

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 13:29 توسط محزون  | 

برچسب: نویسنده: نگین اکبری تاريخ: يکشنبه 11 دی 1401 ساعت: 18:18

صفحه بندی